قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾الزمر

بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است. (53)زمر

Say: O My servants! who have acted extravagantly against their own souls, do not despair of the mercy of Allah Surely Allah forgives the faults altogether Surely He is the Forgiving, the Merciful (35)

تفسیر ونکات:

به دنبال تهديدهاى مكررى كه در آيات گذشته در مورد مشركان و ظالمان آمده بود در اين آيات راه بازگشت را توأم با اميدوارى به روى همه گنهكاران مى‏گشايد زيرا هدف اصلى از همه اين امور تربيت و هدايت است نه انتقام‏جويى و خشونت، با لحنى آكنده از نهايت لطف و محبت آغوش رحمتش را به روى همگان باز كرده و فرمان عفو آنها را صادر نموده، مى‏فرمايد:" به آنها بگو اى بندگان من كه بر خودتان اسراف و ستم كرده‏ايد از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏بخشد" كه او بخشنده و مهربان است (قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً(

دقت در تعبيرات اين آيه نشان مى‏دهد كه از اميدبخش‏ترين آيات قرآن مجيد نسبت به همه گنهكاران است، شمول و گستردگى آن به حدى است كه طبق روايتى امير مؤمنان على ع فرمود: در تمام قرآن آيه‏اى وسيعتر از اين آيه نيست" (

ما فى القرآن آية اوسع من يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا ...

دليل آن نيز روشن است زيرا:

1- تعبير به" يا عبادى" (اى بندگان من!) آغازگر لطفى است از ناحيه پروردگار.

2- تعبير به" اسراف" به جاى" ظلم و گناه و جنايت" نيز لطف ديگرى است.

3- تعبير به" عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ" كه نشان مى‏دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى‏گردد نشانه ديگرى از محبت پروردگار است همانگونه كه يك پدر دلسوز به فرزند خويش مى‏گويد اينهمه بر خود ستم مكن! 4- تعبير به" لا تقنطوا" (مايوس نشويد) با توجه به اينكه" قنوط" در اصل به معنى مايوس شدن از خير است به تنهايى دليل بر اين است كه گنهكاران نبايد از" لطف الهى" نوميد گردند.

5- تعبير" مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ" بعد از جمله" لا تقنطوا" تاكيد بيشترى بر اين خير و محبت مى‏باشد.

6- هنگامى كه به جمله" إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ" مى‏رسيم كه با حرف تاكيد آغاز شده و كلمه" الذنوب" (جمع با الف و لام) همه گناهان را بدون استثنا در بر مى‏گيرد سخن اوج مى‏گيرد و درياى رحمت مواج مى‏شود.

7- هنگامى كه" جميعا" به عنوان تاكيد ديگرى بر آن افزوده مى‏شود اميدوارى به آخرين مرحله مى‏رسد.

8 و 9- توصيف خداوند به" غفور" و" رحيم" كه دو وصف از اوصاف اميد بخش پروردگار است در پايان آيه جايى براى كمترين ياس و نوميدى باقى نمى‏گذارد.

آرى به همين دليل آيه فوق گسترده‏ترين آيات قرآن است كه شمول آن هر گونه گناه را در بر مى‏گيرد، و نيز به همين دليل از اميدبخش‏ترين آيات قرآن مجيد محسوب مى‏شود.

و به راستى از كسى كه درياى لطفش بيكران و شعاع فيضش نامحدود است جز اين انتظارى نمى‏توان داشت.

از كسى كه" رحمتش بر غضبش پيشى گرفته" و بندگان را براى رحمت آفريده، نه براى خشم و عذاب، غير از اين چشم‏داشتى نيست.

چه خداوند رحيم و مهربانى و چه پروردگار پر مهر و محبتى!! در اينجا دو مساله فكر مفسران را به خود مشغول ساخته كه اتفاقا راه حل آن در خود آيه و آيات بعد نهفته است.

نخست اينكه: آيا عموميت آيه همه گناهان حتى شرك و گناهان كبيره ديگر را فرا مى‏گيرد؟ اگر چنين است پس چرا در آيه 48 سوره نساء شرك از گناهان قابل بخشش استثناء شده است؟" إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ:" خداوند شرك را نمى‏بخشد، اما كمتر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى‏بخشد".

ديگر اينكه: آيا اين وعده غفران كه در آيه مورد بحث آمده است مطلق است يا مشروط به توبه و مانند آن؟

البته اين دو سؤال به هم مربوط است. و پاسخ آن را در آيات بعد به خوبى مى‏توان يافت زيرا سه دستور در آيات بعد داده شده كه همه چيز را روشن مى‏سازد